Roberto Zadik

گواهان:
صداها، چهره‌ها و مدارج علمی تحصیلی طرفداران و حامیان جنبش Fronteversimo


روبرتو زادیکRoberto Zadik روزنامه نگار و نویسنده

جهان از منظرسینیسکالکیSiniscalchi : پیام‌ها و مضامین یک وکیل هنرمند
ملاقات با وکیلی که استعدادی برای نقاشی دارد، اتفاق نادری است. دیدن یک تصویر یا اثر نقاشی، در دو سمت جلو و پشت آن بسیار غیر عادی به نظر می‌رسد، چرا که بیشتر آثار هنری، فقط در قسمت جلویی آنها نقاشی شده‌اند. همه‌ی این عناصر غیرمعمول، توسط هنرمندی حیرت‌انگیز به نام جوزپه سینیسکالکی Giuseppe Siniscalchi که به ذهنیت غربی و ویژگی‌های ژاپنی و شرقی پیوسته است، در کنار هم نگه‌داشته شده و ترکیبی شدید از عناصر و الهامات را ایجاد کرده‌است. به عنوان یک روزنامه‌نگار، نویسنده و طرفدار بزرگ جوزپه، و همچنین نقاشی و هنر به طور کلی، از ادبیات، موسیقی یا فیلم، در این مقاله‌ی کوچک سعی می‌کنم پیام‌های برگزیده و ویژه‌ای از ورود هنر او به جهان درونی‌اش را خلاصه کنم. سینیسکالکی در 20 اکتبر مانند شاعر بزرگ فرانسوی ژان آرتور رمبو Jean Arthur Rimbaud متولد شد، او تجربه‌ی پیچیده‌ای از نمادها، رنگ‌ها، شخصیت‌های تک و تنهایی در تفکر نامحدود، مانند شاعران رمانتیک مثل وردزورثWordsworth ، پرسی شلیShelley ، نوالیس Novalis یا جاکومو لئوپاردی Giacomo Leopardi می‌سازد. او در تصاویر خود گفت و گو بین طبیعت و انسان ایجاد می‌کند و به آسمان، ماه و شب یا تابش روزانه‌ی نور خورشید به شیوه‌ای کاملا جدید می‌اندیشد. او برای صلح و هماهنگی با استفاده از رنگ‌های پررنگ و خلق فضاهای معنادار نقاشی می‌کند، او یک نقاش ساده نیست، لیکن یک جنبش هنری به نام Fronteversismoبه انگلیسی Frontbackism که یک اصطلاح و عبارت ابتکاری که مستلزم مفهوم فراتر رفتن از ظواهر و به دنبال عمق و بعد معنوی و روحانی مردم و مناظر پیرامونمان می‌باشد را ابداع کرده‌است. بنابراین جهان و طبیعت پیامی معنوی، عمیق و ناشناخته دارند که این نقاش می‌خواهد آن را کشف کند و آن را به چشم ما نشان دهد. در این جامعه از مد، زیبایی و موفقیت که در آن، ما بیش از حد به لباس و کمال جسمانی و مادی توجه می کنیم و از روحی که بارها به جزییات ریز تقلیل می‌یابد غفلت می‌کنیم، این کار آسان نیست. این یک پیام بسیار صریح است. دلایل آثار هنری او کدامند؟ مضامین و معانی ناگفته‌ی آثار هنری

او کدامند؟ در اینجا سعی می‌کنم با نوشتن در چند سطر از برخی از ویژگی های اصلی این هنرمند، به این پرسش‌ها پاسخ دهم.
پشت تا رو (جلو): نه تنها یک تکنیک و فن، بلکه مفهومی از اصطلاح و عبارت ابتکاری Fronteversismo (Frontbackism)
به قول پینک فلوید، نقاشی در دو طرف هر شی، بسیار نوآورانه و بدیع است و “سمت تاریک ماه” را با رنگ، روشن می‌کند. هیچ نقاشی قبلاً آن را انجام نداده است، در نمایشگاه‌ها فقط جلوی هر اثر هنری را می‌بینیم، اما سینیسکالکی می‌خواهد چیزی بیش از یک تکنیک ساده به ما بگوید. Frontbackism (Fronteversismo) یک مفهوم و راهکار، یک جنبش هنری، یک فلسفه‌ی زندگی است. واقعیت از تعداد روزها و زمان پیچیده‌تر است. بسیاری از مردم پر از رمز و راز و جنبه‌های تاریک هستند. همیشه چیزی هست که نمی دانیم و نمی توانیم تصورش کنیم. گروه بزرگ آمریکایی The Doors و خواننده و شاعر کاریزماتیک (جذاب) آن، جیم موریسونJim Morrison گفتند که نام آنها از تقسیم بین “شناخته” و “ناشناخته” الهام گرفته‌شده‌است. ظاهر و واقعیت و تضادهای متقابل آنها باعث تحریک بسیاری از هنرمندان، خوانندگان و فیلمسازان مانند فدریکو فلینی Federico Fellini، میکل آنجلو آنتونیونیMichelangelo Antonioni یا برناردو برتولوچیBernardo Bertolucci شد، اما هیچ‌کس جنبشی را ابداع نکرد که به این بحث اختصاص یابد. سینیسکالکی چندین سال پس از فیلم‌هایشان این کار را نه با روشنفکری اگزیستانسیال، بلکه به روشی ساده با طراحی و رنگ انجام داد.
تفکری جدید از طبیعت
خورشید، ماه، سپیده‌دم، در هنر معاصر در بسیاری از اوقات، دست کم گرفته می‌شوند. بسیاری از نقاشان خود را بر روی انسان‌ها، پرتره‌ها، چهره‌ها، خانه‌ها و شهرها متمرکز می‌کنند. در اینجا طبیعت، جهان هستی، فضا و عناصر اولیه قهرمانان واقعی نقاشی‌های او هستند که به نظر می‌رسد بسیار شبیه به مونهMonet هنرمند نقاش فرانسوی اما با قدرت ون گوگVan Gogh، بسیار نزدیک به هنرمندان نقاش طبیعت گرای انگلیسی مانند کانستبلConstable نقاش سبک رمانتیک و ترنرTurnerمنظره پرداز رمانتیک و همچنین به شاعرانی مانند وردزورثWordsworth، شلیShelley و جان کیتس John Keatsمی‌باشد. طبیعت برای این نقاش معنا دارد، آسمان و قایق‌های درون دریا چیزی فراتر از یک توصیف ساده است. سینیسکالچی با استفاده از رنگهای قرمز، آبی و زرد پررنگ، و بازی با رنگ ها،تمام دنیایی را که در اطراف خود می‌بیند، دوباره ترسیم می‌کند. ماه، خورشید، شبانگاه در کشتزار، روی چمن‌های بهاری، و غروب‌هایی با رنگ‌های قرمز، آبی یا زرد که به‌طور وحشیانه‌ای می‌درخشند بسیار حیرت انگیز هستند و می‌توانیم آن‌ها را در برابر خود ببینیم. این هنرمند وقتی شخصاً او را بشناسید و اگزیستانسیالیسم مثبت خود را در هنر خود بازتولید کند، پرشور، باز، پرانرژی است. او خود را از طریق طبیعت بیان می‌کند و به مناظر به گونه‌ای شخصی می‌نگرد و به درون‌نگری و رمز و راز، شخصیت و سرزندگی می‌بخشد.
هنرمند شرقی و غربی: دو جهان در یک شخص
سینیسکالکی به دو ذهنیت می‌‌پیوندد، جهان غرب با فرهنگ ایتالیایی خود و معنویت شرقی، که پیوسته در بسیاری از نقاشی‌های او اما به شیوه‌ای ظریف وجود دارد. مانند استفاده از برخی از لغات ژاپنی مثلWa (به معنی هارمونی یا توازن) یا استفاده از افراد در لباس کیمونون (نوعی جامه‌ی ژاپنی)، یا استفاده از پرتره‌های پسرش لئوناردو با بعضی از لباس‌های عجیب و غریب و خوش رنگ، می‌توانیم این تأثیر را به وضوح مشاهده کنیم.
این هنرمند که با یک زن ژاپنی به نام Mutsue ازدواج کرده‌است، بسیار تحت تأثیر معنویت شدید شرقی قرار گرفته‌است و این علاقه به بعد داخلی زندگی و هنر از همین پیشینه ناشی می‌شود. پیام هماهنگی، سکوت و آرامش، استفاده از برخی فرم‌ها و زبان‌ها از مشرق زمین با معنویتی هوشیار می‌آید، ظرافت ایتالیایی و متانت ژاپنی، آمیزه‌ای بسیار بدیع و گویا را ایجاد می‌کند که واقعاً توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند.